توضیحات
چگونه ماکیاولی بخوانیم؟
در گستره اندیشهٔ سیاسی غرب، کمتر متفکری بهاندازهٔ نیکولو ماکیاولی در معرض سوءبرداشت و داوریهای جانبدارانه قرار داشته است. نام او برای بسیاری با حیلهگری، قدرتطلبی بیمهار، و سیاستورزی بیاخلاق مترادف است؛ تصویری که حاصل مواجههای نسنجیده با متن و رسوب کلیشههایی است که بر آثارش سایه افکندهاند. از خلال آثار بزرگ ماکیاولی میتوان دریافت که او نه «آموزگار شر»، بلکه متفکری است که میکوشد سازوکار واقعی قدرت و شرایط امکان آزادی سیاسی را بفهمد. این تعبیر البته تازگی ندارد: ژانژاک روسو در قرارداد اجتماعی تصریح میکند که ماکیاولی «وانمود کرده به شهریاران درس میدهد، اما در حقیقت، درس او برای مردم است»؛ قضاوتی که نشان میدهد حتی نزد اندیشمندان مدرن نیز ماکیاولی شخصیتی تکوجهی نیست. اسپینوزا نیز در رسالهٔ سیاسی یادآور میشود ماکیاولی نه برای ترغیب به فریب، بلکه برای هشدار دربارهٔ پیامدهای آن مینویسد. این دو شاهد کلاسیک، گرچه از افقی متفاوت، همین نکتهٔ بنیادی را روشن میکنند که ماکیاولی تنها در پرتو تفسیری حساس و لایهمند قابل فهم است.








دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.